هستی 1 ساله شد
سلام نفس مامان عزیییییییییییزقشنگم بالاخره 1 ساله شدی نازنینم.4 بهمن یکی از قشنگ ترین روزهای دنیا واسه من و بابا جونه.چون هستی جونم توی این روز به جمع 2 نفره ما وارد شد و خانواده کوچیک ما رو 3 نفره کرد و با اومدنش 1 عالمه اتفاق های خوب رو واسه ما رقم زد که همه به خاطر قدم مبارک هستی خانمه. خیلی توی این فکر بودم که واست 1 تولد درست و حسابی بگیرم اما خیلی سرم شلوغ بود و اونجوری که دلم میخواست نشد اما بهت قول میدم واسه 2 سالگیت جبران کنم دختر مهربونم.جمعه ظهر قرار شد همه واسه ناهار بریم باغ عمه صدیقه اینا .عمه کبری اینا هم از بروجرد اومده بودن عمو مسعود و عمو غلامحسین هم از هواز اومدن خلاصه اینکه همه بودن .بابا جون پیشنهاد داد همون جا واست 1 جشن کوچیک بگیریم منم قبول کردم اما روزجمعه نتونستیم 1 کیک مناسب پیدا کنیم به همین خاطر شیرینی خریدیم و رفتیم باغ. خوب بود و همه خوشحال شدن .قربونت برم که تو هم کلی کیف کرده بودی.کلی هم پول هدیه گرفتی.من و بابا هم واست 1 تک پوش خوشگل خریدیم .فدای اون دستای نازت بشم مامان جون که چقدر به دستت میومد.تولدت مبارک نازنین دخترم
















هستی 1 ساله شد
